محمد تقي جعفري
589
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
بر نمىدارد ، بلكه اگر راهى را در مقابل خود بسته ببيند ، راه ديگرى را پيدا مىكند و به كار خود مىپردازد . 4 - شايد بتوان گفت : چنان كه فعاليتهاى عقل و وجدان نامحدود و بسيار متنوع مىباشد ، همچنان جنب و جوش نفس امّاره نيز محدود متنوع است . بدين جهت است كه انسان يافته بايستى به اين نكته متوجه مىشود كه با شكست خوردن نفس در يك جبهه ، چنين نيست كه نفس از جبهه هاى ديگر سر بر نياورد ، بلكه به نظر مىرسد كه نفس حيوانى با هر شكستى كه روبرو مىگردد ، مانند عقل خود آگاه عبرت گرفته و راه دقيقتر و مخفىترى را انتخاب مىكند . البته نمىگوييم : نفس حيوانى ناخود آگاه ولى هميشه جوشان است ، از آن جهت كه با به دست آوردن قدرت مىتواند تمام قواى عقلانى و انديشه و استعداد و هوش را در راه خواسته هاى خود استخدام نمايد ، گوى هشيارى و خود آگاهى در ذات خود نفس حيوانى است . ( ( 4076 ) ) اندر آن صحرا كه رست اين زهر تر نيز روييده است ترياق اى پسر ( ( 4077 ) ) گويدت ترياق از من جو سپر كه ز زهرم من به تو نزديكتر هرگز گمان نبريد كه در صحراى درون شما جز گياهان زهرآگين وسوسه ها چيزى نروييده است ، بلكه اگر دقت كنيد خواهيد ديد : در درون شما پيش از آن زهرها ترياق شفا بخش تعبيه شده است . وسوسه هاى سحر آميز درون آدمى پديده هاى زود گذر و بىاثر نيست كه انسان